تبليغاتX
روزهاي سرد

روزهاي سرد

نگاه

 

نگاهی مطمئن از دوست داشتن

فکر می کنم فصل جدیدی اغاز شده است

تپش صدای دستانت نجاتم داد

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 16:49  توسط سونيا  | 

جهنم سرد

 

در جهنمي سرد به گرماي عشق ِ تو

مي انديشم...!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 21:25  توسط سونيا  | 

فراموشي

 

نمي دانم!

واقعا" چه كسي مقصر است؟

آن كس كه فراموش مي كند؟

يا آن كس كه فراموش مي شود؟!!

**دلم تنگ است ...فراموش كردن را تو آغاز كردي...پس گله مكن!

+ نوشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 2:0  توسط سونيا  | 

انتظار ِسرد

 

 

درخت

برف وبوران

گرگ هاي سرگردان

ومن كه نشسته ام

به روي نيمكتي

به انتظار تو...!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 22:47  توسط سونيا  | 

کوری

 

تونل

 

تنهايي

 

برودت

 

...

وكوري

 

سالهاست كه سفيد مي بينم

 

ويخ بسته ام

...

.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 14:7  توسط سونيا  | 

دسته گل

 

خواستم تو را

نجات دهم

خود نيز گرفتار شدم

اكنون بايد

كسي ديگر بيايد

تا مارا

از اين دسته گل ِ عشقي كه به آب داده ايم

نجات دهد...!

............................

دختر تاريكي تولدت مبارك

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 11:46  توسط سونيا  | 

اندوه پاره ها

 

پاره اول-

 

راستي

 

مي خواستي مرا ببيني

 

از پله هاي اندوه كه پايين بيايي

 

به من خواهي رسيد....

 

 

¸¸¸¸¸

پاره دوم-

 

هرگاه كه به خواب مي روم

 

تو پيدا مي شوي

 

اشتباه مي كردم كه تو را

 

در بيداري جستجو مي كردم

 

تو روياي محال ِ زندگي ِ من هستي....

 

¸¸¸¸¸

پاره سوم-

 

دلم درد مي كند

 

كاش جهان را يكسره نبلعيده بودم

 

 ¸¸¸¸¸

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 21:53  توسط سونيا  | 

درد

 

 

ماسك هاي بيهوده

 

خيابانهاي قديمي

 

پاهاي تاول زده

 

نگاه هاي موذيانه از پشت پنجره

 

ودرد!

 

مبتذل ترين حرف تكراري

 

 

دور هم مي چرخيم

 

وبهانه هاي زندگي را

 

چون لقمه هاي هزار بار جويده شده

 

ميان هم تقسيم مي كنيم

 

 

من حال خوبي ندارم

 

من حال خوبي ندارم

 

من حال خوبي ندارم

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 11:6  توسط سونيا  |